دوستی زیر آسمون آبی
دختران گل
مرد: آره، دیگه نمیتونم بیش از این منتظر بمونم دستان کوچکت که جنون مرا نوشت این واژه های غرق به خون مرا نوشت هرجا که رد پای شما هست می روم فکری بکن به حال من از دست می روم قلبم شکسته است و هی سرد می شوم بگذار بشکند عوضش مرد می شوم دستان خسته ام به شقایق نمی رسد فریاد من به گوش خلایق نمی رسد این دست ها همیشه پر از بوی یاس نیست یا مثل چشم های شما با کلاس نیست این رسم زندگی ست بزرگ و بزرگ تر هر چه بزرگ تر و سپس هرچه گرگ تر بین خودم و آینه دیوار می کشم هرشب که پشت پنجره سیگار می کشم شاید هنوز فرصت عصیان و مرگ هست در ذهن ابرهای درونم تگرگ هست بانوی دشت های قشنگی که سوختی عشق مرا به رهگذران می فروختی چشمانتان پر از هیجان نیست نازنین این دست ها همیشه جوان نیست نازنین شاید کسی که بین غزل های من گم است در فصل های زندگی ام فصل پنجم است یا نه درست مثل خودم لاابالی است از مردمان غمزدهء این حوالی است حالا ببین علیه خودم غرق می شوم در منتها الیه خودم غرق می شوم دلشوره های سرخ دلم ناتمام ماند احساس می کنم غزلم ناتمام ماند عشق یعنی لحظه های بی کسی عشق یعنی دوری و دلواپسی عشق یعنی دوری از زیباترین عشق یعنی غربت مطلق به روی این زمین عشق یعنی دست های باز تو عشق یعنی با تو در پرواز تو عشق یعنی یک دل تنگ و غریب عشق یعنی دختری پاک و نجیب عشق یعنی چشم های مست او عشق یعنی نامه هایم در فشار دست او عشق یعنی نامه های بی جواب عشق یعنی شعرهای سوخته عشق یعنی شمع نا افروخته عشق یعنی تا ابد در راه او همیشه یک جهان گمراه او عشق یعنی دردهای بی شمار عشق یعنی عاشق و فصل بهار عشق یعنی خسته ام از بی کسی کی به داد این دل می رسی؟ که تا کجا دوستت دارم. Understand how l love you هميشه در جستجو هستم، l am always seeking but اما نميتوانم راهي بيابم... cannot find a way…. به آن آني در تو عاشقم، l love in you a something که تنها خود کاشف آنم that only have descovered آني فراتر از تويي که دنيا مي شنا سد، the you_ which is beyond the و تحسين مي کند. you of the world that is آني که تنها وتنها از آن من است. admired and known by others آني که هرگز رنگ نمي بازد، a you which is eapecially min آني که هرگز نمي توانم عشق از او بر گيرم. Which cannot evto love 1 .دوست دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه بخاطر شخصیتی که من درهنگام با تو بودن پیدا می کنم 2 .هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود 3 .اگر کسی تورا آنطور که میخواهی دوست ندارد. به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد 4. دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند 5 . بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید 6 . هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود 7 . تو ممکن است تو دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی 8 . هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران 9 . شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری از افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را . به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر متوانی شکر گذار باشی 10 . به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن . 11 . همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش کهبه کسی که تو را آزرده دو باره اعتماد نکن 12 . خود را به فرد دیگری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد 13 . زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیز زمانی اتفاق می افتد که انتظارشو نداری. داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است. 1- داماد خَچَل : سن بین 15 تا 19 سال ،خام و نپخته ، سرد وگرم نچشیده، جسارت بسیار ، حماقت فراوان ، زود پشیمون ،زود رنج ، قربانی عواطف زودگذر یا مبادلات خانوادگی ، بچه اش از خودش بزرگتر! 2- داماد مَچَل : سن بین 19تا25سال ، ژیگولی ، دانشجو ، سرباز ، رفیق باز، وابسته به پول بابائی ، بیکار ، آینده دار، توی هر دامی که براش پهن کنن تلپی میفته ، کیس مناسبی برای تور شدن ،کم ظرفیت ، یکی میزنه یکی میخوره ! 3- . داماد هَچَل : سن بین 25 تا 29سال ، رسیده ، حاضر آماده ، دارای کار و بار، فارغ التحصیل ،با کارت پایان خدمت ، دارای شکستهای عشقی فراوان، بسیار با تجربه ، دم به هرتله ای نمیده ، عصا قورت داده ، کمی کج و معوج، پراز قرشمه ، به کمتر از زتا جونز و جولی رضایت نمیده ! 4- داماد کَچَل: سن بین 30 تا 37 سال ، گرفتار ، ، درگیر، پرکار ،پرخور، همچنان پرشور، نقل ونبات ، گوله نمک ،فوران احساسات ، راضی به رضای خدا، دنبال زنان بیوه کم سن وسال ، مسئولیت پذیر ، درپی رفاه خانواده ، دارای کار وبار و خانه، قسمت هرکی بشه مبارکه !!!
به دوستم زنگ زدم ميگم ماشينم روشن نميشه ميگه استارت ميزني روشن نميشه؟ کلاغه به روباهه ميگه:گفتي آواز بخون که پنير از دهنم بيافته؟ روباهه ميگه:پـَـَـ نَ پـَـَــــ مي خواستم واسه آکادمي موسيقي گوگوش ازت تست بگيرم دختره ميگه اگه من برم خارج تو با يه دختر ديگه اي دوست ميشي؟ پَـــ نَ پَـــ ميرم تو اتاقم خودمو حبس مي کنم رو ديوارشم مي نويسم: شايد اين جمعه بيايد ... شايد زنگ زدم به دوست دختر دوستم فوت ميكنم ميگه مزاحمي؟ شمع هاي ماشينم سوخته,رفتم تعميرگاه...ميپرسه عوضشون کنم؟ ازم ميپرسه: اگه يه موقعيت بهتري برات جور شه منو ول ميکني؟ به دوستم ميگم خودکارو بده ميگه چيزي ميخواي بنويسي؟ سر جلسه امتحان به دختره ميگم سواله 8 چي ميشه؟ميگه تقلب ميخواي؟ به مامانم ميگم: فكر كنم ديگه وقتشه از تنهايي در بيام،هر چي باشه بيست و شش سالمه مامان... توالتم،در رو مي زنه،سرفه مي كنم،ميگه يعني نيام تو،گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اگه دستات تميزه بيا واسم طهارت بگير صبح پاشدم به زور، دارم لباس ميپوشم، بابام ميگه كلاس داري؟! ميگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ نگران لباسم شدم پاشدم ببينم هنوز اندازمه يا نه به داداشم ميگم برو عصاي آقاجون رو بيار؛ به دوستم ميگم يه ذره حجابتو درست كن ... ميگيرن ! تو خيابون مارو دست تو دست باهم ديده ... از اين مدلها كه مثلاً مُچمونو گرفته ... سر كلاس دستمو بلند كردم استاد ميگه سوال داري ؟ زنگ زدم به استاد، ميگه چيه نمره ميخواي؟ رفتم به همسايه مون مي گم تخم مرغ داري؟ تي شرت « دي اند جي » پوشيدم ...داداشم ميگه « دولچه ، گابانا » ست؟ ميگم خيام... مامانم تلفن زده ميگه زود بيا خونه اين مانتو رو بگير ببر براي مامان بزرگت گفتم کجاست؟خونست؟؟؟ ميگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ گشت ارشاد گرفتتش تو کلانتري محله! يه عكس جديد گرفتم، به دوستم نشون ميدم ميگه آخِى تويى ؟؟؟؟؟؟؟ ميگم پَ نَ پَ عكس عمه جانِ خدا بيامرزمه اوردم ببينى چه شباهتى به هم داشتيم. سوار اتوبوس بودم ! به ايستگاه آخر که رسيديم پول رو دادم به راننده ميگه شما هم پياده ميشي ؟ گفتم پـــــ نه پــــــــــــ اين پول رو دادم واسه آيندگان پس انداز کني ! من خودم تا آخر خط باهاتم ، هيچ وقت تنهات نميذارم ! تا آخرين قطره خونم ............... !!!! رفتيم خواستگاري , پدر دختره برگشته ميگه , حالا شما قصد ازدواج دارين ؟؟ ميرم بستني فروشي ياروميگه يستني ميخواي؟ ميرم سينما برا ديدن فيلم جلو گيشه بليط فروشي يارو بليط فروشه ميپرسه بليط مي خواي ؟ ميرم سينما برا ديدن فيلم جلو گيشه بليط فروشي يارو بليط فروشه ميپرسه بليط مي خواي ؟ دستمال کاغذي گرد کردم گذاشتم تو بينيم مامان بزرگم ميگه بينيت خون اومده؟ پـَـــ نــه پـَـــ ديدم از دماغم داره هوا مياد. گفتم حتما پنچر شدم فعلا اينو رد کنم که بادم خالي نشه رفتم مغازه ميگم CD داريد؟ ميگه خام؟ پـــ نــه پــــــ تنوري باشه با قارچ و پنير ميگه شما تو خونه همش سه تا بچه اين؟؟؟ آقاي پدر! در کمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچه ي پياز خورده ي غير پاستوريزه، و سار و سيبيل سيخ سيخي آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نماليد! plz خانوم مادر! جيغ زدن شما هنگام شناسايي اجسام داخل خانه توسط حس چشايي من، نه تنها کمکي به رشد فکري من نمي کنه، بلکه براي دبي شير شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم يکي از اجسام داخل خانه محسوب مي شود! پدر محترم! هنگام دستچين کردن ميوه، از دادن من به بغل اصغر آقاي سبزي فروش خودداري نماييد. چشمهاي تلسکوپي، گوشهاي ماهواره اي و سيبيلهاي دم الاغي اش مرا به ياد قرضهاي شما مي اندازد! مخصوصاً وقتي که چشمهاي خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهايش '' بول بول بول بول'' مي کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهي کف شامپو تو چشت! شب بخوابي خواب بد ببيني! آقاي پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جاي پرت کردن قابلمه و ماهي تابه به روي زمين، از چيني هاي توي کابينت استفاده نماييد! اکشن بودن دعوا به همين چيزاست! خانوم مادر! از مصرف هله هوله ي زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها براي سلامتي شما خوب نيست، بلکه موجب مي شود که شيرتان بوي'' بچه سوسک مرده'' بدهد. آقاي پدر! کودکان توانايي کافي براي حفظ جيش خود ندارند و اين توانايي هنگامي که شما شکم مرا ''پووووووف'' مي کنيد به حداقل مي رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!
زن: میخواهى من از پیشت برم؟
مرد: نه! فکرش را هم نکن
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته!
زن: آیا تا حالا به من خیانت کردی؟
مرد: نه! چرا چنین سوالى میکنی؟
زن: منو مسافرت میبری؟
مرد: مرتب!
زن: آیا منو میزنی؟
مرد: به هیچوجه! من از این آدما نیستم !
زن: میتونم بهت اعتماد کنم؟
.
.
.
: بعد از ازدواج
متن را این دفعه از پائین به بالا بخوانید !!
عشق یعنی گریه های بی ثمر
ميگه دستتو بريدي؟!
پَـــ نَ پَــــ مي خوام کارم تموم شد دوباره سبزيارو بچسبونم!
--------------------------------------------------------------------------------
ميگم پَـــ نَ پَــــ وقتي ازش خواهش ميكنم روشن نميشه
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
ميگم پَـــ نَ پَــــ نسل جديد كولرهاي ال جي هستم با دو سيم كارت مجزا
--------------------------------------------------------------------------------
پـَـَـ نَ پـَـَــ فوتشون کن تا صد سال زنده باشي
--------------------------------------------------------------------------------
ميگم:پَـــ نَ پَـــ لگد به بختم ميزنم بات ميمونم تا تو يه موقعيت بهتر برات جور شه منو بپيچوني
--------------------------------------------------------------------------------
پـَـَـ نَ پـَـَــــ يه زير شلواري براش گرفتم ميخوام ببينم اندازشه يا نه
--------------------------------------------------------------------------------
ميگم پـَـــــــ نَ پــَــــــــ ميخوام ببينم سطح علميت درچه حد با خانواده بيايم خواستگاريت
--------------------------------------------------------------------------------
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
داشتيم خيلى شنگول تو خيابون قدم ميزديم كه يهو صداى ترمز شديدى اومدو دوتا پا كه يكى عمودى يكى افقى رو هوا بود...
خلاصه ملت جمع شدن بالاسر يارو كه در اين هنگام راننده پياده شد و در كمال خونسردى گفت: آقا چيزيتون شد؟
يارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حاليكه به سختى نفس ميكشيد گفت:
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خودمو انداختم زمين از داور پنالتى بگيرم!
راننده گفت: نمكدون منظورم اينه كه ميخواى زنگ بزنم اورژانس؟
يارو گفت: پـَـَـ نــه پـَـَــــ زنگ بزن برنامه نود عادل اينا كارشناسى كنن صحنه پنالتى بود يا نه....
--------------------------------------------------------------------------------
ميگه: يعني زن ميخواي پدرسوخته؟ ميگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ يه داداش توپول موپول ميخواستم روم نميشه مستقيم به بابا بگم.
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
ميگه آقاجون ميخواد بره مگه؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ؛ ميخواد به اذن پروردگار عصا رو تبديل به اژدها كنه
--------------------------------------------------------------------------------
ميگه كي ؟ پليس ؟
پَـــ نَ پَــــ دست اندركاران شبكه فشن تي وي
--------------------------------------------------------------------------------
با يه لحني ميپرسه دوست دخترتونه ؟
پَـــ نَ پَـــ مامان بزرگمه ... پيش پاتون از اتوشويي گرفتمش
--------------------------------------------------------------------------------
پَــ نَ پَـــ " هاي هيتلر"
--------------------------------------------------------------------------------
ميگم پَـــ نَ پَـــ زنگ زدم ببينم فحش هايي كه به خواهر مادرت دادم دليوري شده يا نه؟
--------------------------------------------------------------------------------
مي گه مي خواي غذا درست كني؟
پَـــ نَ پَـــ مي خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسي داره
--------------------------------------------------------------------------------
پَـــ نَ پَـــ « داوود و غفوره »
--------------------------------------------------------------------------------
بگذار قلم را به غزل بسپارم/
شايد گره اي باز شود از کــــارم/
پرسيد: مگر تو هم غزل مي گويي؟/
گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ !! فقط رباعـــي دارم...
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
ميگم : پَ نَ پَ اومدم ببينم اگه شما هم صلاح مي دونين دخترتونو يه بار ماچ کنم و برم
--------------------------------------------------------------------------------
ميگم پَـــــــــــــ
ميگه کوفت پَـــ نَ پَـــ ما هم بستني داريم هم فالوده!!
--------------------------------------------------------------------------------
گفتم پَـــ نَ پَـــ امدم ببينم چطوري از اين سوراخ رفتي اون تو بليط بفروشي ....!!!
--------------------------------------------------------------------------------
گفتم پَـــ نَ پَـــ امدم ببينم چطوري از اين سوراخ رفتي اون تو بليط بفروشي ....!!!
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
گفتم: پـــــــــَ ن پــــــــــَ بابام مارو نمونه زده تو اين سال جهاد اقتصادي اگه مقرون به صرفه بوديم ايشالله خط توليد انبوه رو راه اندازي بکنه
اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده
*
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم
آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم
آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم
*
در حسرت فردای تو تقویمو پر می کنم
هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم
هم سنگ این روزای من تنها شبم تاریک نیست
اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست
| ananazi&sajjad |

