حالا خوشگلیش اینجاس که با خودمم لج میکنم :دی
داشتم قالب دُرست میکردم ! بعد رفتم فوتوشاپ شونصد ساعت طرح زدم ! بعدشم طرح رو از جاهای مخصوص علامت زدم و بریدم ! بعدش رفتم فایل PSD طرح رو پاک کنم که هی با خودم گفتم مژده نکن ! اومدیم خراب بریده باشی ! اومدیم یه جاش ایرادی چیزی داشته باشه ! نکن .. ولی با توجه به همون کِرمو بودنم با خودمم لج کردم و پاکش کردم :)) بعد که رفتم از عکسهای بریده شده استفاده کنم دیدم بععععله ! اشتباه بریدم :|
هیچی دیگه ! مثل این اُسکلا نشستم دوباره طرح زدم :(( "ترک عادت به موجب مــَرَض است جانم !"
پ.ن:آهنگ "توبه از امیر عباس" رو دانلود کردم ! جالبه .. خواستید دانلود کنید [Download]
"پیشنهاد آهنگ از سایت حضرت والا مامبو جامبو"
نویسنده:مــژده
میلاد حضرت "مسیح" بر تمام مسیحیان عزیز مبارک باد

کلی از سر و ته کلاسا زدیم و منت این استادا رو کشیدیم تا بالاخره تونستیم 16 روز فرجه بگیریم.ازدهم تا بیست وششم دی
.دیروز آخرین روز بود و کلاسا به شکل mp3 برگزار شد و منو سارا واسه ساعت 6 بلیت گرفتیم.نا گفته نماند که آخرین کلاسو جیم شدیم
!
تو اتوبوس منو سارا ردیف دوم نشسه بودیم . اصلا حواسمون نبود که تماماً اطرافمون پسر نشسه و بلند بلند حرف می زدیم
_خصوصاً اینکه جفتمون هندزفری داشتیم و همین باعث شده بودیم جای حرف ، داد بزنیم ! _ اونم از چی؟ از رفتار پسرای کلاسمون و گاهاً نحوه آرایش بعضی از دخترا ! وحتی اینکه دقت کردی فلان پسر تازگی ها ابروشو چه خوشگل برداشته
؟!
خلاصه متوجه اطرافمون نبودیم و غربت بازی هامون ادامه داشت
تا اینکه اتوبوس وسط راه وایساد.اول مهم نبود واسمون ولی وقتی فهمیدیم حدود 4 ساعته که راه بنده ویه تصادف سنگین شده
، یه سکته خفیف زدیم
!
بدتر از همه اینکه حالا که ما ساکت شده بودیم و داشتیم دق می کردیم این پسرا حرفشون گرفته بود و مسخره بازی در می آوردن
که بابا مگه چن تا جسد چیه که مردمو این همه علاف کردن
!! و عمق فاجعه این جا بود که از این همه لِق بازی نا خواسته منو سار ا_ گاهی تا سر حد مرگ می خندیدیم البته تا جایی که می شد آهسته _ یکی از این پسرا مُدام بر می گشت و ما رو نیگا می کرد
. دو ساعت و نیم گیر بودیم تا بالاخره مورچه وار شروع به حرکت کرد
. وقتی فهمیدم یکی از این پسرای اطرافمون از اقوام نزدیکمون بوده
و من این همه آبرو ریزی کردم دوس داشتم آب می شدم
.....کلاً من هیچ موقع تا سرم به سنگ نخورده آدم نمی شم
!
نویسنده : شبنم










